وقت بخیر کاربر گرامی شغل نت
مسئله اینه که تو آدم اجتماعی هستی و کارت با سبک شخصیتت همراستا نیست. وقتی هر روز برخلاف تیپ شخصیتیمون کار میکنیم، حتی کاری که دوستش داریم کمکم فرسایشی و دلزدهکننده میشه؛ دقیقاً همونی که الان تجربه میکنی.
اینکه بعد از ۹ سال معماری به فکر تغییر یا چرخش بیفتی، نه ضعف حساب میشه نه شکست. این اسمش «بالغ شدن انتخابها»ست. تو الان خودت رو بهتر از ۲۵ سالگی میشناسی؛ میدونی تنهاییِ طولانی، پشتمیزنشینی و نبود تعامل، حالت رو خراب میکنه. این آگاهی خیلی ارزشمنده.
در مورد داروخانه مزیت بزرگش برای تو تعامل انسانی روزانه، ریتم زندهی کار و بهتر شدن حال روحیته. اینها شوخی نیستن؛ سلامت روان از هر عنوان شغلی مهمتره. دورهی نسخهخوانی هم در مقایسه با مسیری که تا الان اومدی، مانع خیلی بزرگی نیست. اما باید واقعبین باشی: این مسیر از معماری جداست و احتمالاً در بلندمدت رشدش بیشتر وابسته به شرایط محیط و صاحبکار خواهد بود تا خلاقیت فردی.
اگه امکانش هست، داروخانه رو بهعنوان تجربهی موقت ببین، نه تصمیم نهایی. چند ماه کار کن، دوره رو بگذرون، ببین بدنت و روحت چی میگن. همزمان ارتباطت رو با معماری قطع نکن؛ حتی پروژهی کوچیک، فریلنس یا همکاری پارهوقت. بعد از چند ماه با ذهن آرومتر تصمیم بگیر، نه از سر خستگی و دلزدگی.
تو قراره هر روز از خونه بیرون بزنی و با آدمها، فضا و زندگی سر و کار داشته باشی. کاری که حالِ روزانهات رو بهتر کنه از کاری که فقط «بهش علاقه داشتی» مهمتره. علاقه بدون حال خوب، دوام نمیاره.
موفق باشی - تیم شغل نت