EW


سرنام
برق و الکترونیک
2 حرف
1 کلمه
معانی و توضیحات
electronic warfare-جنگ الکترونيکي ~ استفاده از مدارها و وسايل الکترونيکي در جنگهاي فعال و غير فعال و در فعاليتهايي نظير مراقبت ، هدايت ، مخابرات ، ناوبري و کنترل آتش سلاحها ، مراقبت توسط رادار ، سونار ، ماهواره ها و تجهيزات راديويي انجام مي شود . هدايت موشکها و ساير سلاحها به وسيله ي ( آر - اف ) و ليزر ها ، مخابرات توسط راديو ، تلفن ، تارهاي نوري ، و فراصوت ، و ناوبري به کمک ماهواره هاي ( جي پي اس ) هدايت لختي و سيستمهاي ديد درشب انجام مي پذيرد . همچنين موشکها و توپخانه ها را مي توان از طريق رادار ، ليزر تجهيزات ديد در شب و ديده باني مستقيم به کمک تلفن هدايت کرد. انفجار سرهاي جنگي نيز به وسيله ي فيوزهاي راداري يا راديويي ، سيگنالهاي ارسال شده از روي سيم ، و ميدانهاي مغناطيسي انجام مي پذيرد .

مشاوره شغلی تلفنی
پیشنهاد می کنیم برای دریافت مشاوره تخصصی، از مشاوره تلفنی شغل نت استفاده نمایید
حمایت مالی
اگر معانی این واژه برای شما مفید بود در صورت تمایل می توانید با پرداخت تنها 5000 تومان از تیم شغل نت حمایت کنید حمایت مالی
برچسب ها
شغل نت لغت نامه شغل نت مشاوره شغلی و تحصیلی شغل نت EW معنی EW معنی EW به فارسی لغت نامه برق و الکترونیک واژگان تخصصی برق و الکترونیک اصطلاحات تخصصی برق و الکترونیک مخفف های تخصصی برق و الکترونیک EW در برق و الکترونیک
واژه های مرتبط
ECG or EKG
electrocordiogram-برق - قلب نگاشت ؛ الکتروکارديوگرام ؛ قلب نگاشت[ اي سي جي يا اي کي جي ] ~ نمودار ثبت شده توسط دستگاه برق - قلب نگار .

ECG or EKG
electrocardiograph-برق - قلب نگار ؛ الکتروکارديوگراف [ اي سي جي يا اي کس جي ] ~ وسيله اي براي ثبت امواج ولتاژ مربوط به سينه و اندام هاي پاييني بدن انسان که همگام با عمل قلب توليد مي شوند.

ETPC
electrolytic tugh-pitch copper-مس سخت الکتروليتي ~ نوعي مس با حداقل رسانايي 99/9 % براي ساخت آندهاي لامپ توان استفاده مي شود.

EMC
electromagnetic compatibility-همسازي الکترومغناطيسي [ اي ام سي] ~ توانايي يک قطعه يا مدار در کار صحيح الکترومغناطيسي مورد نظر بدون ارسال سيگنالهاي نامطلوب به تجهيزات مجاور يا دريافت تداخل ناخواسته از منابع نزديک به آن .

EME
eletromagnetic environment-محيط الکترومغناطيسي[اي ام اي] ~ ميدانهاي الکترومغناطيسي موجود در ناحيه ي معين .

EMI
electromagnetic interference-تداخل الکترومغناطيسي [ اي ام آي] ~ نوعي اختلال الکترومغناطيسي که توسط منابع تابنده و فرستنده نظير تخليه الکتروستاتيکي ( اي اس دي) . آذرخش ، رادار ، سيگنالهاي راديو و تلويزيوني ، موتورهاي جاروبک دار ، و خطوط نيرو توليد مي شود. اين تداخل ، ولتاژهاي نامطلوبي را در مدارهاي ...

EMP
electromagnetic pulse-پالس الکترومغناطيسي [ اي ام پي ] ~ پالس مربوط به تابش الکترومغناطيسي توليد شده بر اثر انفجار گرما- هسته اي شديد سخت کاري و حفاظت مراکز کنترل و پرتاب زيرزميني موشکها مانع از تداخل اين پالس با تجهيزات الکترونيکي و مخابراتي مي شود.

EMS
electromagnetic susceptibility-پذيرفتاري الکترومغناطيسي [ اي ام اس] ~ تحمل پذيري مدارها و قطعات در برابر منابع تداخل کننده يانرژي الکترومغناطيسي.

EMU
electromagnetic unit-واحد الکترومغناطيسي [ اي ام يو] ~ واحدي در سيستم « سي جي اس» که به شدت هر يک از دو قطب مغناطيسي مشابه يکديگر را با نيروي 1 دين در فاصله ي يک سانتيمتري در خلأ دفع مي کنند ، عدد يک را اختصاص مي دهد.

EMV
electromagnetic vulnerability-آسيب پذيري الکترومغناطيسي [ اي ام وي] ~ عملکرد تجهيزات يا سيستم هايي که در محيط الکترومغناطيسي آسيب پذير هستند.