ground - fault interrupter


اصطلاح
برق و الکترونیک
26 حرف
4 کلمه
معانی و توضیحات
قطع کننده اتصال به زمين ~ نوعي مدار شکن سريع که جريانهاي اتصال به زمين خيلي کوچک نظير عبور جريان از بدن شخصي که روي زمين مرطوب ايستاده و سيم مربوط به خط AC را لمس مي کند، را مي تواند حس کند. اين قطع کننده با فرمان دادن به مدار شکن در کمتر از 0/025 ثاينه ، زمان عبور جريان از محل اتصال بسيار محدود مي کند . در نتيجه کل انرژي گذرنده از بدن انسان به مقدار مطمئني محدود مي شود . نوعاً جريان فرمان قطع براي منازل در مقدار 5mA تنظيم مي شود .

مشاوره شغلی تلفنی
پیشنهاد می کنیم برای دریافت مشاوره تخصصی، از مشاوره تلفنی شغل نت استفاده نمایید
حمایت مالی
اگر معانی این واژه برای شما مفید بود در صورت تمایل می توانید با پرداخت تنها 5000 تومان از تیم شغل نت حمایت کنید حمایت مالی
برچسب ها
شغل نت لغت نامه شغل نت مشاوره شغلی و تحصیلی شغل نت ground - fault interrupter معنی ground - fault interrupter معنی ground - fault interrupter به فارسی لغت نامه برق و الکترونیک واژگان تخصصی برق و الکترونیک اصطلاحات تخصصی برق و الکترونیک مخفف های تخصصی برق و الکترونیک ground - fault interrupter در برق و الکترونیک
واژه های مرتبط
ground- fault interrupter IC
« آي سي » قطع کننده اتصال به زمين ~ نوع يکپارچه و مدار مجتمع يک مدار قطع کننده اتصال به زمين (ground fault interrupter). اين مدار داراي يک تقويت کننده عملياتي به همراه تعدادي ديود زنر است که در مواقع اتصال - کوتاه و ساير عيب هايي که مسير مغناطيسي بين چيچک هاي بيروني را مي بندند عمل مي کند. تزويج « ...

grounding outlet
دوشاخه زمين دار ~ دو شاخه اي که علاوه بر سرهاي اصلي عبور جريان ، داراي يک اتصال زمين است که براي زمين کردن وسايل خانگي ~ و تجهيزات قابل حمل استفاده مي شود.

grounding plate
صفحه زمين کننده ~ يک صفحه فلزي که از نظر الکتريکي زمين شده است و شخص براي تخليه الکتريسيته ساکن موجود در بدنش به روي آن مي ايستد . همچنين به صفحه مشابهي گفته مي شود که در درون زمين مدفون مي شود و به عنوان ميله ي زمين عمل مي کند.

ground loop
حلقه زمين ~ وضعيتي که در آن دو يا چند مؤلفه يسستم از يک خط تغذيه زمين مشترک استفاده مي کنند و ولتاژهاي ناخواسته و غير عمدي در آن القا مي شود . مداري که در بيش از يک نقطه به زمين متصل است و پتانسيل زمين اين نقاط يه اندازه کافي متفاوت باشد جرياني توليد ميکند که در سيستم زمين به گردش در مي آيد . براي ...

ground noise
نويز زمين ~ نويز باقيمانده سيستم در غياب سيگنال در هنگام ضبط و بازخواني .

ground plane
صفحه زمين ~ يک صفحه زمين کننده واقع در بالاي قسمت موازنه زمين آنتن و يا مجموعه اي از خطوط شعاعي مدفون که توسط آنتن زميني استفاده مي شوند. اين نوع آنتن از زمين به عنوان مسير برگشت انرژي تابيده شده آر- اف استفاده مي کند.

ground -plane antenna
آنتن صفحه - زميني ~ آنتن عمودي ربع طول موجي و همه سويه که بالاي صفحه زمين (ground-plane) نصب شده است . آنتن تابشگر عمودي ، يک تک قطبي به طول يک چهارم طول موج بسامد کاري است که خطوط شعاعي متعددي به طول اندکي بيش از يک چهارم طول موج به صورت افقي از آن خارج شده است . تغذيه آن از طريق يک کابل هم محور ن ...

ground-position indicator
نشانگر موقعيت زميني ~ نشانگر موقعيت هوايي اي که با ايجاد تغيير مکان هاي مجاز ، موقعيت واقعي نسبت به نقطه ثابت زميني را مشخص مي کند.

ground potential
پتانسيل زمين ~ ولتاژ صفر نسبت به زمين يا بدنه که به عنوان اتصال به کار مي رود .

ground-reflected wave
موج زمين - بازتابيده ~ موج راديويي اي که در نقطه اي از مسير ارسال خود از زمين بازتابيده شده است .