setscrew


اصطلاح
برق و الکترونیک
8 حرف
1 کلمه
معانی و توضیحات
پيچ تنظيم ~ پيچ ماشيني کوچک بدون دسته که نقطه اي در يک سرآن و سوکت شش پايه با فرورفتگي يا شياري در طرف ديگر قرار دارد که برجستگيها يا دنده هاي روي محور را نگه مي دارد .

مشاوره شغلی تلفنی
پیشنهاد می کنیم برای دریافت مشاوره تخصصی، از مشاوره تلفنی شغل نت استفاده نمایید
حمایت مالی
اگر معانی این واژه برای شما مفید بود در صورت تمایل می توانید با پرداخت تنها 5000 تومان از تیم شغل نت حمایت کنید حمایت مالی
برچسب ها
شغل نت لغت نامه شغل نت مشاوره شغلی و تحصیلی شغل نت setscrew معنی setscrew معنی setscrew به فارسی لغت نامه برق و الکترونیک واژگان تخصصی برق و الکترونیک اصطلاحات تخصصی برق و الکترونیک مخفف های تخصصی برق و الکترونیک setscrew در برق و الکترونیک
واژه های مرتبط
settling time
زمان نشست ~ 1. زمان صرف شده بين اعمال ورودي پله کامل به تقويت کننده عملياتي وهنامي که خروجي تقويت کننده به دست آمده،در باند خطاي معيني که معمولاً حول مقدار نهايي متقارن است ،باقي مي ماند . زمان نشست ،شامل زمان مورد نياز تقويت کننده براي تبعيت از مقدار ورودي ،که از محدوديت سرعت تبعيت مي شود و زمان ن ...

set- top box
جعبه تنظيم سوار شدني ~ مداري که به گيرنده تلويزيون يا دستگاه ضبط ويديو (VCR ) متصل مي شود تا برنامه هاي تلويزيوني کابلي را که ارايه دهنده ي خدمات تلويزيون کابلي به رمز در آورده است ،رمز گشايي کند ،همچنين تنظيمهاي غير دقيق را جبرانمي کند يا محدوده تنظيم تلويزيون را گسترش ميدهد . همچنين ممکن است امکا ...

setup
تنظيم ~ نسبت بين سطح سياهي مرجع و سطح سفيدي مرجع در تلويزيون که هر دو از سطح محو اندازه گيري شده باشند و برحسب درصد بيان مي شود .

sferics set
دستگاه هواشناسي ~ سشيستم الکترونيکي که وضعيت اعوجاجهاي الکترومکانيکي توليد شده در اثر پديده هاي جوي را آشکار ،تحليل و تعيين مي کند.

shaded -pole motor
موتور قطب -شکاف دار ~ موتور القايي تک فازي که يک يا چند سيم پيچ کمکي اتصال کوتاه شده دارد که فقط روي قسمتي از مدار مغناطيسي عمل مي کند. معمولاً سيم پيچي حلقه مسي بسته اي است که در مقابل قطب قرار مي گيرد .قطب شکاف دار ميدان دوراني لازم براي راه اندازي را تأمين مي کند.

shading
سايه زني ~ تغيير در روشنايي در سطح تصوير بازسازي شده تلويزيوني به دلايل سيگنالهاي کاذب توليد شده در لامپ دوربين تلويزيوني در طول فواصل زماني برگشت . اين سيگنالهاي کاذب معمولاً ناشي از توزيع مجدد الکترونهاي ثانويه روي موزاييک لامپ دوربين ذخيره اي است صحنه به صحنه با تغيير نور پس زمينه تغيير مي کند.

shading generator
مولد سايه زني ~ يکي از مولدهاي سيگنال در فرستنده تلويزيوني که شکل موجهايي توليد مي کند که با سيگنالهاي سايه زني نامطلوب توليد شده در دوربين تلويزيوني ،180 درجه اختلاف فاز دارند . متصدي تصوير را روي نمايشگر مشاهده مي کند و مولدهاي سايه زني را به مقدار لازم ،براي ايجاد روشنايي يکنواخت در صحنه تنظيم م ...

shading ring
حلقه شکاف ~ 1. حلقه مسي سنگيني که در اطراف قطب مرکزي بلند گوي الکتروديناميکي قرار مي گيرد ت به صورت مدار اتصال کوتاهي عمل کند که ولتاژ هام توليد شده در ميدان پيچک را حذف مي کند. 2. حلقه مسي در موتور قطب -شکاف دار که ميدان مغناطيسي دوار را براي راه اندازي توليد مي کند. همچنين در اطراف قسمتي از هسته ...

shadow factor
عامل سايه ~ نسبت شدت ميدان الکتريکي ناشي از انتشار امواج در کره به شدت ميدان ناشي از انتشار آن در صفحه تحت شرايط يکسان .

shadow mask; aperture mask
ماسک سايه ؛ماسک روزنه دار ~ ماسک نازک سوراخ داري که درست پشت صفحه نقاط فسفري در لامپ تصوير رنگي سه تفنگي نصب مي شود .سوراخهاي روي ماسک براي اطمينان از برخورد هر يک از سه باريکه الکتروني فقط با نقطه ي فسفر رنگ مربوط آن قرار داده مي شوند .