transferred - electron device


اصطلاح
برق و الکترونیک
29 حرف
4 کلمه
معانی و توضیحات
قطعه الکترون - انتقالي ~ قطعه نيمرسانا ، معمولاض ديود که بر اساس مقاومت منفي داخل ناشي از الکترونهاي انتقالي در گاليم آرسنيد يا ايتديم فسفيد در ميدانهاي الکتريکي شديد عمل مي کند. زمان حالت گذرا به حداقل مي رسد و امکان نوسان را تا ببسامدهاي چند صد مگاهرتز فراهم ميکند . عملکرد آن مي تواند در مد زمان گذرا ، مانند مد ديودگان ، درصد حوزه - خاموش يا در مد انبار شدن بار در فضاي محدود ( LSA ) باشد .

مشاوره شغلی تلفنی
پیشنهاد می کنیم برای دریافت مشاوره تخصصی، از مشاوره تلفنی شغل نت استفاده نمایید
حمایت مالی
اگر معانی این واژه برای شما مفید بود در صورت تمایل می توانید با پرداخت تنها 5000 تومان از تیم شغل نت حمایت کنید حمایت مالی
برچسب ها
شغل نت لغت نامه شغل نت مشاوره شغلی و تحصیلی شغل نت transferred - electron device معنی transferred - electron device معنی transferred - electron device به فارسی لغت نامه برق و الکترونیک واژگان تخصصی برق و الکترونیک اصطلاحات تخصصی برق و الکترونیک مخفف های تخصصی برق و الکترونیک transferred - electron device در برق و الکترونیک
واژه های مرتبط
transferred - electron diode
ديود الکترون - انتقالي ~ قطعه الکترون - انتقالي ، معمولاً ساخته شده از گاليم آرسنيد ،که مي تواند درصورت ترکيب شدن با کاواک يا مدار مجتمع ميکرواستريپ مناسب ، به طور مستقيم از ورودي DC انرژِ ي ريز موج توليد کند .

transferred- electron effect
اثر الکترون - انتقالي ~ تغيير در قلبيت تحرک رانشي موثر حاملهاي بار در نيمرسانا هنگامي که تعداد قابل توجهي از الکترونها از دره اي با قابليت تحرک کم در باند هدايت يک منطقه به دره اي با قابليت تحرک زياد ، يا بر عکس ، منتقل مي شوند .

transfer switch
سوييچ انتقال ~ سوييچي براي انتقال اتصالهاي يک يا چند رسانا از مداري به مدار ديگر .

transfer time
زمان انتقال ~ کل زمان صرف شده بين باز شدن يک مجموعه از اتصالها رله و بسته شدن مجموعه ديگري از اتصالها ، پس از آرام شدن لرزشهاي همه اتصالها .

transformer
ترانسفورماتور ~ قطعه اي که از دو يا چند پيچک تشکيل شده است که با اتصال مغناطيسي به يکديگر تزويج شده اند . اين قطعه مي تواند انرژِي الکتريکي را از يک يا چند مدار ، بدون تغيير بسامد ، به يک يا چند مدار ديگر منتقل مي کند . ولي معمولاً مقادير جريان و ولتاژ را تغيير مي دهد .

transformer - coupled amplifier
تقويت کننده با تزويج ترانسفورماتوري ~ تقويت کننده صوتي که ترانسفورماتورهاي هسته - آهني تنظيم نشده ي آن تزويج بين طبقات را ايجاد مي کنند .

transformer loss
تلفات ترانسفورماتور ~ نسبت توان گرفته شده از ترانسفورماتور ايده ال به توان گرفته شده از ترذانسفورماتور حقيقي تحت شرايط معين که بر حسب دسي بل بيان مي شود .

transforming section
قسمت تبديل ~ طولي از موجبر يا خط انتقال که داراي سطح مقطع تغيير کننده ترديجي براي تبديل امپدانس است .

transient
گذرا ~ جرقه بسيار کوتاه و ناگهاني ولتاژ بالا در خط نيرو که دراثر رعد و بر ق ، تخليه الکترواستاتيک يا قطع و وصل خط نيرو ايجاد مي شود . اگر امکان ورود اين جرقه به مدار الکترونيکي وجود داشته باشد مي تواند به قطعات فعال نيمرسانا و قطعات غير فعال آسيب بزند يا آنها را از بين ببرد . قطعه حفاظتي با پاسخ سر ...

transient analyzer
تحليلگري که حالتهاي گذرايي به شکل اضافه جهشهاي الکتروني برابر و متوالي با دامنه کوچک و شکل موج قابل تنظيم توليد مي کند . اين ولتاژ هاي گذرا را به مدار يا قطعه تحت آزمايش اعمال مي کند و شکل موجهاي خروجي حاصل را روي صفحه نمايش اسيلوسکوپ نشان مي دهد .